قسم بقلم (29)
ایّام معدوات رمضان به پایان رسیده و اینک عید فطر است. رمضان چون به صورت مضافً الیه نیز منصوب است باید از واژه های دخیل از السنه دیگر و یحتمل عبری باشد و به ریگ های تفتدیده صحرا گفته می شود. حالا شهر رمضان در هر موسم از سال پیش آید به لحاظ کارکرد مشابه همان ریگهای سوزان همین عنوان را دارد. وجه شبه نیز عبارت از پخته شدن بنده جهت بازگشت به فطرت ( آفرینش ) خود است. به عبارت دیگر با این ریاضت یا تمرین می توان به احتیاجات حیاتی خود پی برده و میزان عمل خویشتن قرار داد. خورد و نوش و سکس زیر مهار عقل قرار می گیرد تا اینگونه هوسهای زینتی باعث حرامخواری و ستمگری فرد بر خود و غیره نشود. با کمی تأمّل در کارنامه اعمالمان این وجدان خاصل می شود که انواع بیماری ها و بیعاری ها عاقبت اسراف در اکل و شرب و جماع می باشد. اخیراٌ فیلمی ببازیگری لئوناردو ذی کاپریو ، در اینترنت ارائه شده بود بنام " گرگ وال استریت " بر اساس زندگی نامه یک دلّال بورس - بنام جردن بلفورت که مهارتش در جلب مشتری به شرکتهای مختلف به خرید سهامشان تقریباٌ بی همال است. این گرگ بی پروا در آمدهایش را از این عملیات اغواگرانه خرج سکس و تبذیر های گوناگون می کند. او عاقبت به جرم کلاهبرداری دستگیر و به زندان محکوم می شود. جالبتر اینست که یارو در محبس نیز از راه نوشتن خاطرات کذائیش درآمد معتنابهی کسب می کند. من هم ترجمه فرسی کتاب کذایی را در دستفروشی خریده و مطالغه اش را گذاشته ام به فرصت بعدی. شاید جالبترش این باشد که یکی از کارگردان نامدار هالیوود ( مارتین اسکورسیزی ) با همکاری این ناکس فیلم یادشده را ساخته که خیلی فروش هم کرده و نگارنده نیز از تماشای آن کمابیش لذّتی بردم و گرچه دانلود آنرا از کامپیوترم حذف کرده ام آثارش به این زودی از ذهنم که همانا نفس باشد زائل شدنی نمی نماید. بهر حال غرب در افشای گناهکاری بشر یدی طولا دارد. شاید منظور این اخوان الشّیاطین آن باشد که یا عباد تقنطوا من رخمة الله. بلکه بار ذنبوب شما را عیسی بر صلیب کشیده است. هیهات !
باید پیشاپیش در همین وبلاگ در معنا و فلسفه صیام نکاتی گفته باشم. مثلاٌ خیال می کنم که در خال روزه مؤمن به حالت صمّ یعنی ناشنوایی عمدی می رسد تا فارغ از آثار محیط با دل خود خلوت کند. در چنین مرخله ای امکان نزول وحی فراهم می گردد. جبرئیل امین خطاب به محمّد امی می گوید : اقرأ باسم ربّک الّذی خلق! نبی خط نخوانده پاسخ می دهد خواندن نتوانم. لذا برای تحریک قوای باطنی آن حضرت او را فشرده و مطلب زا باز می خواند. بدینسان به قلب رسول الله می افتد که آماده ابلاغ رسالت به امّت خود بشود. بگمانم بدین نحو اختلاف برادران شیعه و سنّی در تاریخ بعثت پیامبر اکرم خل شده باشد.با توجه به تندرستی آن حضرت باید چه مرارتها و شداید بر وی وارد آمده باشد که طبق تقویم قمری فقط 63 سال عمر کرد. تا اسوه همه مسلمین در تأسیس یک مدینه پیشرو بجای قرای عقب مانده حتّی ام القرای مکّه یا بکّه - مقرّ اوّلین بیت مقرّر برای مردم یا ناس - باشد که وجه تسمیه اش انس آحادشان با یکدیگر و از یاد بردن حقد و کینه دیگران و عدم اکراه بدین متبوعشان بوده است.
من که 73 سال عمر کرده ام به علّت عدم مراعات حدود لذایذ حیات گرچه به بیماری های گوناگون مبتلایم همین الآن هم 13 سال از پیغمبرم پیرتر می باشم. از همه تلختر اینکه حتّی از روزه گیری هم قدغن اکید بوده و به خاطر سیطره کورونای جهانگیر از حضور در نمازهای جماعت مخروم می باشم. از همه مسخره تر اینکه حتی دستورات اولوالأمر بهداشتی را که در ردیف مطاعان خدا و رسولند چندان نمی توان مراعات کرد.تنها انتظار مغفرت ربّانی است که مرا از تقنّط قطغیّت خلود در آتش دوزخ در امان می دارد. گاهی در عالم رؤیا نوید فلاح به این بنده پر گناه می رسد. الحق که هیچ گناهی بزرگتر از کبریای رحمانی نیست.